فکرش رو بکنید شما چشماتون رو می بندین و یه وردی چیزی زیر لب می خونین و وقتی چشم باز می کنین، ۱۰۰ سال جلوتر یا عقب تر از زمان خودتون هستین. جالب نیست؟ البته اگه قرار باشه توی زمان جدید بمونیم، من ترجیح میدم که تو زمان به جلو سفر کنم، نه به عقب.
مهاجرت رو از یک جهت میشه با تایم ترولینگ مقایسه کرد. وقتی شما از کشوری مثل ایران راه میفتی و به کشوری مثل کانادا میری، گویی حداقل ۵۰ سال به سمت جلو در دالان زمان حرکت کردی. اگه قبول کنیم که از نظر تکنولوژی، اقتصاد، سیاست، مناسبات اجتماعی و فرهنگی و به طور کلی بافت اجتماعی و انسانی، کشورهای پیشرفته صنعتی در جایی هستند که رسیدن به آنجا ۵۰ سال دیگه هم برای ما متصور نیست، پس اگه فرض کنیم که ما با مهاجرت به کانادا ۵۰ سال جلوتر میریم سخنی به گزاف نگفتیم.
البته این تایم ترولینگ آسیب های خاص خودش رو هم به همراه داره. مثلا بلند میشی میری یه جا میگی من مدرک فوق لیسانس یا دکترا دارم منتها متعلق به ۵۰ سال قبله! خوب ازت نمی پذیرن. یا اینکه میگی ۵۰ سال قبل تو یه شرکتی من ۱۲ سال سابقه کار دارم. میگن بیا تو ردیف تازه کارها ثبت نام کن. اون سابقه رو ازت قبول نمیکنن.
بعضی از ماها که یادمون میره کشورمون چقدر از دنیای مدرن عقبه، این جور وقتا ناراحت میشیم و بهمون برمی خوره. یا فکر میکنیم این یه جور تبعیض علیه مهاجراس. منتها اگه ماجرا رو از این زاویه نگاه کنیم، خیلی هم طبیعی به نظر میاد. نه؟
برگرفته از http://25361356.blogfa.com/